خطای راهبردی روحانی و سلیمانی در پاسخ به رئیس جمهور آمریکا و رئیس «سی آی ای»

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
خطای راهبردی روحانی و سلیمانی در پاسخ به رئیس جمهور آمریکا و رئیس «سی آی ای» خطای راهبردی روحانی و سلیمانی در پاسخ به رئیس جمهور آمریکا و رئیس «سی آی ای»
یادداشت اکبر گنجی: چرا آیت الله خامنه ای و طرفدارانش از مذاکره با آمریکا هراس دارند؟ طرف مقابل را بسیار قوی به شمار می آورند یا مذاکره کنندگان خودشان را بسیار ضعیف می دانند؟ دو ماه دیگر، چهلمین سال انقلاب آغاز می شود. آیا جمهوری اسلامی در این مدت نتوانسته است دیپلمات هایی قویی و مطمئن برای مذاکره تربیت کند و آیت الله خامنه ای همچنان به همه مذاکره کنندگان مشکوک است که خیانت نکنند؟به دو خبر مهم زیر بنگرید:
وقتی حسن روحانی برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر در نیویورک بود، دونالد ترامپ از طریق رئیس جمهور فرانسه، امانوئل مکرون، از او جهت یک دیدار دعوت به عمل آورد و حسن روحانی این دعوت را نپذیرفت.
در ماه های گذشته، مایک پمپئو، رئیس سازمان سیا، نامه ای از طریق یک واسطه برای سرلشکر قاسم سیلمانی ارسال کرده است. قاسم سلیمانی حاضر به پذیرش نامه و خواندن آن نشده است.
خبر اول ابتدأ در مقاله مهدی فضائلی در ۷ آبان ۹۶ در خبرگزاری فارس- متعلق به سپاه و بسیج- افشا شد و در ۷ آبان ۹۶ توسط بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امورخارجه ایران، تأیید شد.
خبر دوم توسط محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبری، در ۹ آذر ۹۶ در مشهد افشا شد. او گفت :"همین اواخر زمانی که قاسم سلیمانی در بوکمال بود، رئیس سازمان سیا به وسیله یکی از رابطان خود در منطقه ، نامهای برای سردار سلیمانی فرستاد اما ایشان گفت «نامه تو را نمی گیرم و نمی خوانم و اصلا با این افراد صحبتی ندارم».
در مورد درخواست ترامپ از روحانی، هدر نائورت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، گفته بود: "می دانم که وزیر خارجه موضوعی را مطرح کرده بود... مقامهای ایرانی نه گفتند و مساله پایان یافت".
رسانه های مهم آمریکا و اسرائیل جزئیات این دعوت را منتشر کردند. به عنوان مثال، روزنامه واشنگتن پست ۲ نوامبر ۲۰۱۷ نوشت دونالد ترامپ شب قبل از نطق تندش علیه ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، از همتای فرانسویاش خواست سراغ بگیرد که آیا مقامهای ایرانی حاضر اند با مقامهای آمریکا صحبت کنند. بعد از پرس وجوی اولیه دونالد ترامپ، رکس تیلرسون هم از امانوئل مکرون، خواست که جویا شود آیا حسن روحانی، حاضر است با رئیس جمهوری آمریکا مستقیم صحبت کند. تلاش دوم آمریکاییها، چند ساعت پس از نطق او در ۱۹ سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در آن حکومت ایران را یک دیکتاتوری فاسد و یک رژیم یاغی خواند. طبق این گزارش، طرف ایرانی همان روز بعدازظهر جواب منفی داد. فرانسویها به آمریکاییها گفتند که طرف ایرانی "باور نمیکند شما جدی باشید" و این درخواست را نوعی نیرنگ تلقی کردند. یک مقام آمریکایی به واشنگتنپست گفته است هدف دونالد ترامپ برای صحبت با حسن روحانی این بوده است که به او درباره "رفتار بد ایران در جهان" هشدار دهد و بگوید "اگر بس نکنید، باید بدانید که ما داریم روی یک راهبرد کار می کنیم تا درباره همه اینها با شما مقابله کنیم...فرصت طلایی دوره اوباما برای بهبود رابطه دو کشور سر آمده است".
مگر در آن نامه چه نوشته شده بود؟ آیا هیچ احتمالی دریافت و خوانش نامه را ضروری نمی ساخت؟ چرا روحانی با ترامپ دیدار نکرد؟ مگر ترامپ به او چه می گفت؟ ترامپ عادت دارد که همه اقدامات خودش- از جمله دیدارهای دیپلماتیک با سران کشورها- را عالی و بهترین و بی نظیر بخواند که در تاریخ سابقه نداشته است. دیدار با روحانی هم برای او یک موفقیت داخلی به شمار می رفت. مگر به طور همزمان ظریف و تیلرسون دیدار نکردند؟ مگر طرفین آن دیدار را محترمانه نخواندند؟ آیا ترامپ در دیدار با روحانی به او فحش های ناموسی می داد که او پرهیز کرد؟ طرفین حرفهایشان را می زدند و در پایان، ترامپ هم دیدار را جدی و موفق می خواند.
در مورد خبر دوم، مایک پومپئو، رئیس سازمان سیا، در ۲ دسامبر در سخنانی در مجمع سالیانه «دفاع ملی ریگان» ارسال نامه به قاسم سلیمانی را تأیید کرد و گفت: "من یادداشتی [به سلیمانی] فرستادم. این یاداشت را به این دلیل فرستادم که او گفته بود که نیروهای تحت کنترل اوممکن است منافع آمریکا در عراق را تهدید کنند. او از باز نمودن نامه سرباز کرد. حقیقت را بخواهید این کار او قلب من را نشکست. در نامه به او می گفتیم که او و ایران را [در صورت حمله به منافع آمریکا در عراق] مسئول خواهیم شناخت و به حسابشان خواهیم رسید. می خواستیم مطمئن باشیم که برای او و رهبری ایران این موضوع مانند کریستال روشن و واضح باشد".
نگاهی به پیامدهای این کنش ها و واکنش ها
اول- عدم مذاکره با کفار: آیت الله نوری همدانی در ۱۲ آذر ۹۶ گفته است: "ما هیچگاه با کفار مذاکره نخواهیم کرد. در برابر کفار باید با شدت برخورد کرد و با همین اسلام روزبه روز موفق خواهیم بود".
اولاً: کافر در قرآن به افرادی اطلاق می شود که به علل روانشناختی( حسد، کینه، نفرت، برتری جویی ، کفران نعمت، و...) حقیقت همچون آفتاب اسلام را انکار می کنند(به عنوان نمونه : نمل، ۱۴- بقره، ۸۹- نمل، ۴۰- ابراهیم، ۷- و...). یعنی آنان در عین اذعان به حقانیت دعوت پیامبر اسلام، این حقیقت را مغرضانه انکار می کنند. بدین ترتیب، به روایت قرآن، هر کس به دلایل عقلی و آگاهانه به حقانیت اسلام نرسیده باشد، لزوماً کافر نامیده نمی شود.
ثانیاً: اگر گروهی از مردم دوران بعثت پیامبر اسلام، در عین علم به حقانیت اسلام، به علل روانشناختی آن را انکار می کردند، اما با هیچ شاهد و قرینه ای نمی توان مدعی شد که انسان های دوران کنونی هم در عین درک حقانیت اسلام، به علل رواشناختی آن را انکار می کنند. مردم کنونی، به حقانیت اسلام- نسبت به دیگر ادیان- دست نیافته اند و به این حکم نرسیده اند که "چون که صد آمد نود همپیش ماست". یعنی اسلام صدی است که نود و هشتاد و هفتاد و شصت دیگر ادیان و آئین ها را در دل خود دارد.
ثالثاً: بسیاری از انسان های کنونی، با توجه به اقدامات گروه های تروریستی (طالبان، القاعده، داعش، الشباب، جبهه نصرت، بوکوحرام، سپاه صحابه، و...) و دولت هایی چون عربستان سعودی، جمهوری اسلامی، سودان، پاکستان، و... ؛ به دلایل معرفتی و اخلاقی اسلام را انکار می کنند. این اعمال اسلامی قلمداد شده، آنان را به این نتیجه رسانده که اسلام دینی عقلانی و اخلاقی نیست.
رابعاً: فقها، هر غیر مسلمانی را کافر قلمداد می کنند. برای پیشبرد گفت و گو(جدال احسن)، برخلاف نظر قرآن، حکم فقیهان را می پذیریم. آیا جمهوری اسلامی "هیچ گاه" با کفار مذاکره نکرده و نمی کند؟ این ادعای این مدعی مرجعیت دینی، صد در صد باطل است. مگر جمهوری اسلامی با دولت های کمونیست کوبا، کره شمالی، چین، و...رابطه نداشته و با آنها مذاکره نمی کند؟ آیا جمهوری اسلامی با دولت های کشورهای مسیحی روسیه و اروپایی رابطه نداشته و با آنان مذاکره نمی کند؟ آیا جمهوری اسلامی با دولت های ادیان شرقی(بودایی، هندویی، و...) رابطه نداشته و مذاکره نمی کند؟
خامساً: این ادعای باطل که برای مسدود کردن باب مذاکره با دولت آمریکا بیان شده، حتی در این مورد هم کاذب است. برای این که دولت های ایران و آمریکا مذاکرات مستقیم هسته ای را پیش بردند و به توافق هم دست یافتند.
دوم- پاداش به دشمنان و رقبای ایران: بدون تردید عدم رابطه ایران و آمریکا، و از آن بدتر مقابله آمریکا و ایران، به سود دولت های اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده، ترکیه، روسیه، چین، و...است. در واقع، جمهوری اسلامی با این سیاست نادرست، به دشمنان و رقبای ایران پاداش داده و می دهد.
سوم- مافیای پوتین: آیت الله خامنه ای روسیه کافر را به عنوان یکی از متحدان خود انتخاب کرده است. فقها و مجیزگویان دائماً با افتخار از دیدارهای ولادیمیر پوتین- "رفیق سابق" و "مافیای لاحق"- با آیت الله خامنه ای سخن می گویند. آیا روسیه پوتین، در عین تفاوت و تعارض منافع، با آمریکا رابطه ندارد؟ آیا به دلیل آن چه جمهوری اسلامی "ماهیت استکباری آمریکا" می خواند، رابطه اش را با آمریکا قطع کرده است؟ پوتین برای مذاکره با ترامپ و بهبود روابط روسیه و آمریکا لحظه شماری می کند.
چین کمونیست- که مهمترین رقیب جهانی آمریکاست- دارای بهترین روابط با این دولت است. چین و روسیه، در عین حال، دارای روابط حسنه با اسرائیل و جمهوری اسلامی هستند.
چهارم- نئو عثمانی گری اردوغان: ترکیه تحت سلطه اردوغان را بنگرید. اردوغان به میمنت رابطه قوی با آمریکا، اروپا و اسرائیل، ترکیه را به سوی بسط قدرت فردی خود پیش رانده است. با این که ماه ها از کودتای ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۶ گذشته ، اردوغان به بهانه کودتا، حدود ۱۵۰ هزار نفر را اخراج، بیش از ۵۵ هزار نفر را زندانی، ده ها رسانه را تعطیل، و مخالفان و منتقدان خود را سرکوب کرد و می کند. هنوز هم هر روز خبرها را می خوانیم، شاهد بازداشت های تازه کودتاگران هستیم. رابطه با آمریکای کافر و عضویت در سازمان ناتوی کافر، امنیت کشور ترکیه را تضمین کرده و ارتشی کاملاً مجهز به سلاح های مدرن برای آن ساخته است.
پنجم- مذاکره برای منافع: تأمین منافع موضوع و هدف روابط بین الملل است. چین، روسیه، ترکیه، و...برای تأمین منافع شان با آمریکا رابطه داشته و مذاکره می کنند. دولت آمریکا هم به دنبال منافع خویش است. هر دولتی به دنبال تأمین منافع اش از طریق ارتباطات گسترده بین المللی است. "استثنای" جمهوری اسلامی است که با آمریکا، کانادا، عربستان سعودی، امارات متحده، بحرین، اسرائیل، و...رابطه ندارد و نمی تواند مذاکره کند.
ششم- قدرت منطقه ای: جمهوری اسلامی خواهان قدرت منطقه ایدر خاورمیانه است. آیا دولت های روسیه، اسرائیل، چین، عربستان سعودی، مصر، امارات متحده، قطر، ترکیه، و...به دنبال همین هدف نبوده و نیستند؟ کدامیک از این ها دستیابی به این هدف را در تقابل با آمریکا و اسرائیل دنبال کرده و می کند؟ از کجا معلوم که این فرایند به جنگ منطقه ای علیه ایران منتهی نشود؟
هفتم- موضوع سوریه: همه کشورها خواهان نفوذ در سوریه هستند. روسیه و ترکیه برای تأمین منافعشان در سوریه، با آمریکا دائماً مذاکره می کنند. اردوغان دائماً دولت آمریکا را بر سر کردهای سوریه تهدید می کند. می گوید کردهای سوریه گروه تروریستی هستند و آمریکا حق ندارد آنان را مسلح کند و به عنوان متحد خود برگزیند. با دونالد ترامپ در این خصوص حداقل دوبار مذاکره کرده و دولت ترامپ وعده داده که پس از شکست داعش سلاح هایی را که به کردها داده پس بگیرد.
 
چرا آیت الله خامنه ای و طرفدارانش از مذاکره با آمریکا هراس دارند؟ طرف مقابل را بسیار قوی به شمار می آورند یا مذاکره کنندگان خودشان را بسیار ضعیف می دانند؟ مذاکرات هسته ای و توافق محصول آن به سود منافع ملی ایران تمام شد. دو ماه دیگر، چهلمین سال انقلاب آغاز می شود. آیا جمهوری اسلامی در این مدت نتوانسته است دیپلمات هایی قویی و مطمئن برای مذاکره تربیت کند و آیت الله خامنه ای همچنان به همه مذاکره کنندگان مشکوک است که خیانت نکنند؟ این هم شکست دیگری برای جمهوری اسلامی است که هزینه آن را مردن ایران باید بپردازند.
روسیه و آمریکا هم مذاکرات محرمانه در مورد سوریه داشته اند. بیانیه مشترک پوتین و ترامپ بخشی از توافقات آنان را آشکار می سازد.
وقتی جمهوری اسلامی بر سر سوریه با آمریکا مذاکره نمی کند، به جای آن، ترکیه و خصوصاً روسیه مذاکره کرده و ایران را در برابر توافقات صورت گرفته ای می گذارند که منافع آنان را تأمین می کند، نه منافع ایران را.
دولت اسرائیل گفته است که بیش از صد بار سوریه را بمباران کرده است. بمباران هدف های دولت سوریه و متحدان ایرانی و حزب الله اش، دیگر به امری عادی توسط اسرائیل تبدیل شده است. همه آگاهند که نتانیاهو بارها با پوتین دیدار کرده و در مورد سوریه به توافق دست یافته اند. به تعبیر دیگر، نخست وزیر اسرائیل، موافقت پوتین برای زدن پایگاه های سوری- ایرانی- حزب الله را کسب کرده است.
هشتم- جبهه آمریکایی/اسرائیلی/عربی علیه ایران: هر روز که به گزارش های خبری بنگرید، اعضای دولت ترامپ و اعضای دولت نتانیاهو از جبهه آمریکایی/اسرائیلی/عربی علیه ایران سخن می گویند. جرد کوشنر- داماد و مشاور ارشد ترامپ، در نشست «سابان» در ۳ دسامبر ۲۰۱۷ گفت ما در متحد کردن کشورهای منطقه مقابل ایران و تلاش برای مقابله با تجاوزگری این کشور پیشرفت چشمگیری داشتهایم. کشورهای عربی به این نتیجه رسیده اند که دیگر اسرائیل دشمن آنها نیست و اکنون به ترتیب ایران، داعش و افراطگرایی دشمن آنهاست.
یک روز قبل، اچ آر مک مستر مشاور امنیت ملی آمریکا، در بنیاد رونالد ریگان در کالیفرنیا گفت: "کاری که ایران در سرتاسر خاورمیانه انجام می دهد دامن زدن به خشونتهاست تا بتواند از اوضاع پر آشوب و حکومت های ضعیف به سود خود استفاده کند...ایران از طریق مسلح کردن و استفاده از گروه های تروریستی توانسته است به اهدافش در منطقه برسد".
لئون پانتا، وزیر دفاع اسبق و رئیس پیشین سیا ، در همین نشست گفت: "ما در خاورمیانه که در آن دولتهای ورشکسته، داعش و ایران را داریم، ما باید ائتلافهای مستحکمی از کشورها داشته باشیم که با این چالشها مقابله کنند. آمریکا به تنهایی نمی تواند چنین کاری را بکند و واضح است که عربستان سعودی هم به تنهایی قادر به این کار نیست و دیگر کشورهای منطقه هم به تنهایی قادر به این کار نیستند اما با هم و با ایجاد نوعی از ائتلافها شامل کشورهای عربی که با آمریکا و اسرائیل و ترکیه کار کنند می توان چنین کاری کرد".
خبرهای شکل گیری ائتلاف آمریکایی/اسرائیلی/عربی علیه ایران نه تنها مورد تأیید رهبران این کشورهاست، بلکه برخی از مقامات جمهوری اسلامی هم به آن اذعان کرده اند. آیا تشکیل چنین ائتلافی برای ایران و ایرانیان بسیار خطرناک نیست؟
نهم- نابودی سرمایه و تکنولوژی برای توسعه: توسعه اقتصادی ایران و حل معضلات اقتصادی نیازمند یک هزار میلیارد دلار ظرف ۱۰ سال است. سرمایه گذاری خارجی و انتقال تکنولوژی مدرن شرط لازم این امر است. اگر رابطه با آمریکا و دیگر کشورها بهبود نیابد، از انتقال سرمایه و تکنولوژی خبری نخواهد بود. فقط و فقط کافی است نیروی هوایی زمان شاه را با نیروی هوایی دوران جمهوری اسلامی مقایسه کنیم. در زمان شاه، ایران دارای قوی ترین و پیشرفته ترین نیروی هوایی کشورهای خاورمیانه بود. اما نیروهای هوایی جمهوری اسلامی متکی به تعدادی از جنگنده های آمریکایی زمان شاه و تعدادی جنگنده های روسی دهه ۹۰ میلادی عراق است که صدام در زمان حمله آمریکا به عراق به ایران ارسال کرد. آمریکا نه تنها قادر است مانع انتقال سرمایه و تکنولوژی به ایران شود، بلکه قادر است صادرات و واردات فعلی ایران را هم مختل سازد.
دهم- ترس از مذاکره: در این سیاق، عدم دیدار حسن روحانی با دونالد ترامپ و عدم دریافت نامه رئیس سازمان سیا توسط سردار سلیمانی اشتباه راهبردی باید به شمار رود. حسن روحانی بدون مجوز آیت الله خامنه ای نمی تواند با ترامپ یا آمریکایی ها مذاکره و دیدار کند. اما سردار سلیمانی می توانست نامه را دریافت کند. حسن روحانی حداقل در این مورد که پای موجودیت ایران در میان است، باید ترس را کنار بگذارد.
اولاً: مگر در آن نامه چه نوشته شده بود؟ آیا هیچ احتمالی دریافت و خوانش نامه را ضروری نمی ساخت؟ چرا روحانی با ترامپ دیدار نکرد؟ مگر ترامپ به او چه می گفت؟ ترامپ عادت دارد که همه اقدامات خودش- از جمله دیدارهای دیپلماتیک با سران کشورها- را عالی و بهترین و بی نظیر بخواند که در تاریخ سابقه نداشته است. دیدار با روحانی هم برای او یک موفقیت داخلی به شمار می رفت. مگر به طور همزمان ظریف و تیلرسون دیدار نکردند؟ مگر طرفین آن دیدار را محترمانه نخواندند؟ آیا ترامپ در دیدار با روحانی به او فحش های ناموسی می داد که او پرهیز کرد؟ طرفین حرفهایشان را می زدند و در پایان، ترامپ هم دیدار را جدی و موفق می خواند.
ثانیاً: چرا آیت الله خامنه ای و طرفدارانش از مذاکره با آمریکا هراس دارند؟ طرف مقابل را بسیار قوی به شمار می آورند یا مذاکره کنندگان خودشان را بسیار ضعیف می دانند؟ مذاکرات هسته ای و توافق محصول آن به سود منافع ملی ایران تمام شد. دو ماه دیگر، چهلمین سال انقلاب آغاز می شود. آیا جمهوری اسلامی در این مدت نتوانسته است دیپلمات هایی قویی و مطمئن برای مذاکره تربیت کند و آیت الله خامنه ای همچنان به همه مذاکره کنندگان مشکوک است که خیانت نکنند؟ این هم شکست دیگری برای جمهوری اسلامی است که هزینه آن را مردن ایران باید بپردازند.
--------------------------------------------------------------
یادداشتها و گفتارها بیانگر آرا و نظرات نویسندگان خود هستند و نه بازتاب دیدگاهی از سوی رادیو فردا.

منبع خبر

اشتراک گذاری در:


  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
اشتراک گذاری در:

برچسبها:

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0